آرشیو برای ماه : دی, ۱۳۸۸

روز

نوشته شده در قسمت : نوشته توسط : admin

روزهای جالبین مردم رو می کشن خوب مردم هم انصافا چیزای بامزه ای رو در توالت و سطل آشغالها می نویسن. بسیجیه دوتا چماق دستش گرفته کنار اتوبان میدوئه می گه لبیک یا حسین. اون ورم یکی پرچم امام حسین رو بالا گرفته فحشش می ده و سنگ بهش می زنه. شبیه این رو تو جنگ ایران و عرق هم می شد دید. کار سنگین و بزرگی مثل کاری که امام حسین کرد مفید که نیست مضره برای بشریت، وقتی که تعاریف معلوم نباشن، وقتی که فقط به آدم جرات بده که از جونش بگذره. وقتی تعریف ذلت و عزت فرق داره برای هرکی. اینا باعث میشه آدما فقط همو بکشن نباید اینا رو یاد داد مگه برای کنترل جمعیت. خوب هرکی فکر می کنه داره کار درستی می کنه و پیرو امام حسین داره می کشه و کشته میشه. کاش بیشتر از بکش بکشش معلوم می شد کی خوبه کی بد، اصلا چون از دید هرکی خوب یه چیزه، خیلی بیجا و احمقانه هست ترویج فرهنگ ایثار! ایثار در برابر ایثار که هرکی فک میکنه خودش داره درست ایثار می کنه. خدایا…
خیر سرشون سریال به مناسبت محرم ساختن به اسم بانو. نمیشه نگاش کرد فقط هر ازگاهی می بینم که یه خانم یا آفای با شخصیت با لهجه تهرانی تو خونش نشسته و کلفت و نوکرش که همشون لهجه یزدی دارن می رسن خدمتشون و می گن امر بفرمایید و اونی که تهرانی حرف می زنه یزدیه رو خار و ذلیل می کنه. یعنی استعماری که تو افریقا دیدیم هم اینطور نبود که همه بومی ها بشن کلفت و کنیز. آخه کجای تاریخ یزدی کلفت شده تو شهر خودش واسه یکی دیگه؟ کی به این فیلما مجوز می ده؟ مونده ادای شب دهم رو دربیاره یا دکتر قریب. از اصطلاحات امروزی استفاده کردن همراه با لغات قدیمی هم به طنز این سریال اضافه کرده.

حریم

نوشته شده در قسمت : نوشته توسط : admin

 

اوضاع فیلم تو ایران خیلی بهتر شده، دیگه مثل قبل سی دی های کپی شده منبع اصلی فیلمهای ما نیستن و فیلم رو که تماشا می کنی خیالت راحته که با خرید این فیلم تهیه کننده فیلم رو حمایتِ مالی کردی. از مغازه محل وی سی دیِ فیلم حریم رو خریدم، اولین فیلم ژانر وحشت ایران. من که خیلی ازش خوشم اومد، خیلی خوش ساخت بود و بر خلاف چیزی که حدس می زدم گرفتار کلیشه نشده بود و ترسناک بودن رو با صدای جیغ به آدم القا نمی کرد. من پیشنهاد می کنم ببینید. در ضمن من هم وی سی دی ش رو به کسی نمی دم چون تهیه کننده ضرر می بینه. ;)

هسته ی داستان خیلی قشنگ بود و روش کار شده بود، بعضی می گفتند که تقلیدی از فیلم “دیگران”ه، اینکه کاراکتری که می ترسید خودش هم عامل ترس بوده. ولی این رو حتا تشابه هم نمی دونم چه برسه به تقلید. چند دقیقه ی آخر فیلم هم شبیه فیلم شعبده باز بود که من ادعا می کنم حتا اگر شعبده باز قبلا هم ساخته نمی شد باز هم کارگردان با ایده ای که تو هسته ی داستان داشت مجبور بود آخرش فلش بک دوره ذهنی بزنه. کاری که تو فیلم Illusionist (همون شعبده باز) هم دیدیم. این رو هم تقلید نمی دونم. در کل، داستان منسجم و چندبعدی، ساختار و جلوه های ویژه ی قشنگ فیلمبرداری عالی و حتا افکتهای صوتی (که می گن به طور افراطی سعی تو ترسوندن آدم داشتن، مثلا وقتی که با بسته شدن در یا کوبیده شدن پا روی زمین افکت صوتی ضربه ای تو فیلم بود) حریم رو واقعا بیشتر از حد توقع من برای “اولین فیلم ژانر وحشت ایرانی” معرفی کرد.

پاک

نوشته شده در قسمت : نوشته توسط : admin

نمی تونم جلوی فکر کردن خودم رو بگیرم و به ناچار چیزهایی که بهشون فکر می کنم رو به سه دسته تقسیم کردم، روابط اجتماعی، معنویات یا ماوراءالطبیعه و اقتصاد. جدا از اقتصاد که خیلی احمقانه خودش رو تو ذهن من جا کرده و فقط برای اینکه راست گفته باشم بعنوان یکی از سه دسته قرارش دادم، دو تای دیگه جالببترین چیزها –اگر نگم تنها چیزها-یی هستند که می شه بهشون فکر کرد. روابط اجتماعی، آدمها قشنگترین موجودات برای مطالعه هستن، نه اینکه خودم رو بالاتر از بقیه آدمها بدونم، ولی همین مطالعه روی آدمها رو جالب (و نه غیر ممکن) می کنه که خودت هم آدمی و ناچار بعضی وقتها خودت رو هم مطالعه می کنی. باید به همه جور آدمی گشت تا دنیا رو فهمید. تا از کسی نترسید و به کل آدمها، موجوداتی که اشتراک و اجتماعشون یکسانه، ولی همشون با هم فرق دارن (اگه منطق رو تنها بخشی از آدم بدونیم نیازی نیست آدمها برای ساخته شدن ازش پیروی کنن) یک جور نگاه کرد.

امیر عباس هم مثل من بررسی کرد این حرفِ شهید چمران رو، یه چیزی شبیه این می گفت که من تو کویر زیر نور ماه زندگی بهتری می کنم تا کسی که تو ایالت تگزاس داره از همه ی لوازم لذت استفاده می کنه. حقیقت رو این می دونم، و خوشحالم که امیرعباس هم تاییدش کرد، که تو واقعیت قشر مستضعف محروم تره و با نگاه به زندگیِ یک مرفه حس کمبود می کنه، حتا اگر کتمانش کنه. اینجاست که قشر مرفه می خواد جلوی طغیان اونها رو بگیره و از ابزارهایی مثل هنر و ادبیات استفاده می کنه. این حرفِ چمران، چارلی در کارخانه شکلات سازی، کلبه عمو تم و… نمونه های این ادبیات هستن. با دقت تو فیلمها و سریالهای ایرانی هم میشه این رو دید که اکثرشون به نفعِ غیرمنطقیِ اشخاص مستضعف تموم می شن. نمونه ی خیلی واضحش سریال “ورثه آقای نیکبخت” هست.