استهلاک
چقدر آسونه درک کردنِ پیرمرد، که نشسته و بدنش درد می کنه و غرورش نمی ذاره چیزی بگه. شاید تحملِ این درد هم بعد از همه ی زندگی ارزشِ نگه داشتنِ غرورو داشته باشه.
درست وقتی که فکر می کنی تنهایی، کافیه یه باد بیاد و همراه تکون دادنِ برگِ درختا به صورتت بخوره، اونموقع از تهِ دلت به درختها و علفهای هرز لبخند می زنی. زندگی اینه. با خودت که نباشی تنهایی.
rokhy گفته است :
اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۹ در ۸:۳۸ ق.ظ
parham گفته است :
آخ وحید دنبال این یه جمله آخرت بودن پسر.
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۱ ق.ظ
احسان گفته است :
زندگی اینه. با خودت که نباشی تنهایی.
عالی بود عالییییییییییییییییییییییییییییی
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۹ در ۹:۱۲ ب.ظ
شهرزاد گفته است :
یعنی آخرشم علی موندو حوضش:دی
مرداد ۲۲م, ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۶ ق.ظ